
تا که .........
تاكه بوديم نبوديم كسي كشت ما راغم بي هم نفسي
تاكه مرديم همه يار شدند تاكه خفتيم همه بيدارشدند
قدر اينه بدانيدتاهست نه دران وقت كه افتاد شكست

بی تو باغ شعرهایــــــــــم بی گل است گل نشسته در فــــــــــراغ بلبل است
ای که وصف عشق نابت مشکل است بی تو این دریای غم بـی ساحل است
بال پروازم شکست ای آسمــــــــــان ! ای تو آب و ای تو هم آیینــــــــــــه ام
ای تو یار و همدم دیرینه ام گرچه بی تو من غریب و خستــــه ام
عهد با تو تا قیامـــت بسته ام ای که همراز شقــــــــــــایق بوده ای
عشق من،ای عشق آتش زاد من! ای حدیث درد من فریــــــــــــــاد من!![]()

ای کاش فاصله ها آنقدر کمرنگ می شدند که عشق در زیر پرتو رنگارنگ
سخن جلوه ای دوباره یابد،اگر امروز با نگاه مهربانت به نگاهم خیره
نشوی برای فردا امیدی نخواهم داشت .
سحر به یاد تو و برای تو دفتر شعرم را می گشایم و برایت می نویسم.![]()

![]()
زندگی یعنی چه؟؟!!
یعنی اسب هستی تاختن
در کنار تن به روح خویش پرداختن
بر توکل تکیه کردن با تمام سعی خویش
بر خدا پیوستن و غیر از خدا نشناختن
سوختن در آفتاب شعله بار رنج ها
در میان کوره های امتحان بگداختن
شمع وحدت در شبستان وجود افروختن
پرچم توحید را بر قله ها افروختن
رفتن و رفتن زمرز عشق تا اوج کمال
از نهالی بوستان و زقطره دریا ساختن

و سکوت آخر گفتن است.
آنقدر سکوت خواهم کرد تا خود سکوت شرم کند و بشکند .
و آنگاه" عشق" دوباره از تللو آن زنده شود .

